معرفی کتاب
«وقتی نابغهای حقیقی در دنیا پیدا میشود، میتوانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیهاش متحد میشوند.» اتحادیه ابلهان با این نقل قول از جاناتان سوییفت، کشیش و طنزنویس انگلیسی ایرلندی که خود سفرهای گالیور را نوشته است آغاز میشود. این نقل قول تا حد زیادی همان مسیری است که رمان طی میکند. این کتاب با طنزی سیاه و رویکردی انتقادی به زندگی قهرمان داستان میپردازد: ایگنیشس! پسری حدوداً سی و چند ساله، با چشمانی زرد و آبی، چاق، تنبل و پرخور، باهوش، فارغالتحصیل فلسفه قرون وسطی با کلاهی سبزرنگ. پدرش وقتی او کودک بوده، از دنیا رفته و اکنون ایگنیشس با مادرش در محلهای پایین در نیواورلینز زندگی میکند. اینگنیشس به سرعت شما را یاد دن کیشوت خواهد انداخت. این شخصیت خاکستری با تعهدی بیرحمانه به ارزشهای آرمانگرایانه خودش، تلاش دارد تا پس از مدتی خانهنشینی و قطع ارتباط با دیگران، بالاخره از خانه بیرون بزند و شغلی برای خودش پیدا کند؛ اما وصلهای ناجور برای جامعه و مایه دردسرخود و دیگران میشود. ایگنیشس تقریبا هیچ چیز جهان بیرون را نمیپذیرد و میخواهد همه جا و همه چیز را تغییر دهد. این شخصیت جذاب قطعا باعث خنده شما خواهد شد؛ با این حال در پس هر لبخند دردی عمیق را در وجود خودتان احساس خواهید کرد.
بخش مشهور کتاب:
«کارفرماها احساس میکنند که من ارزششون رو زیر سوال میبرم. از من وحشت دارن. حدس میزنم اونا میفهمن که من مجبور شدم در قرنی که ازش متنفرم کارکرد داشته باشم و حتی موقعی که برای کتابخونه عمومی کار میکردم این قضیه صادق بود.»
معرف: پیام رضایی
کارشناس روابط عمومی شرکت صنایع پتروشیمی سبلان