سقوط اصفهان

انتشارات: هرمس

نویسنده: کروسینسکی

مترجم: سید جواد طباطبایی

در کتابخانه پتروفرهنگ: نمی‌باشد

معرفی کتاب

«سقوط اصفهان، به روایت کروسینسکی» از آن کتاب‌هایی است که یک واقعه تاریخی را از حالت یک تاریخ خشک و دور از دسترس بیرون می‌آورد و آن را به چشم خواننده می‌آورد. سید جواد طباطبایی در این اثر، بر اساس روایت کروسینسکی، کشیش لهستانی ساکن اصفهان، گزارشی از روزهای پایانی حکومت صفویان و سقوط اصفهان در سال ۱۷۲۲ ارائه می‌کند. کتاب در حدود ۹۰ صفحه است، اما همین حجم کم، روایت بسیار سنگینی از یکی از تلخ‌ترین مقاطع تاریخ ایران در خود جای داده است.

نقطه قوت کتاب این است که فقط با یک «سقوط نظامی» طرف نیستیم؛ خواننده قدم‌به‌قدم با جامعه‌ای روبه‌رو می‌شود که در اثر محاصره، ضعف حکومت، بحران اقتصادی و فروپاشی نظم سیاسی، به مرز فاجعه می‌رسد. روایت کروسینسکی از وضعیت مردم اصفهان، قحطی و گرسنگی، بسیار تکان‌دهنده است و طباطبایی با بازنویسی و قرار دادن این گزارش در زمینه تاریخی، کمک می‌کند بفهمیم یک حکومت چگونه ممکن است از درون فرسوده شود و سرانجام پایتختش سقوط کند. همین ویژگی، کتاب را از یک گزارش تاریخی ساده فراتر می‌برد.

اگر به تاریخ ایران علاقه دارید، این کتاب را نباید فقط برای دانستن اینکه «اصفهان چگونه سقوط کرد» بخوانید؛ ارزش اصلی آن در پرسش‌هایی است که بعد از خواندنش در ذهن باقی می‌ماند: چرا یک حکومت قدرتمند به چنین نقطه‌ای رسید؟ نشانه‌های فروپاشی از چه زمانی آشکار شده بود؟ و مهم‌تر از همه، آیا سقوط یک کشور یا حکومت ناگهان اتفاق می‌افتد یا نتیجه مجموعه‌ای از ضعف‌ها و بی‌توجهی‌های طولانی‌مدت است؟ به نظرم کوتاه بودن کتاب هم یک امتیاز مهم است؛ اثری تاریخی که می‌توان در مدت کوتاهی خواند، اما تصویر آن از یک جامعه در آستانه فروپاشی تا مدت‌ها در ذهن می‌ماند.

بخش مشهور و تکان‌دهنده کتاب:
«در ماه‌های شهریور و مهر، به خوردن سگ و گربه قناعت شد و چندان خوردند که نسل این حیوان منقرض شد.» این بخش از روایت محاصره اصفهان، تصویری بسیار تلخ از عمق قحطی و فروپاشی شرایط زندگی مردم ارائه می‌دهد و شاید یکی از ماندگارترین بخش‌های کتاب باشد؛ جایی که تاریخ دیگر فقط مجموعه‌ای از نام پادشاهان و تاریخ جنگ‌ها نیست، بلکه رنج واقعی مردمی است که در دل یک فروپاشی تاریخی زندگی می‌کردند.

لینک کوتاه:

https://petrofarhang.com/?p=17189

ملت دوپامین

علم به ما می‌آموزد که هر لذتی بهایی دارد، و رنجی که در پی آن

اتحادیه ابلهان

«کارفرماها احساس می‌کنند که من ارزششون رو زیر سوال می‌برم. از من وحشت دارن. حدس

ما ایرانیان

«ما ایرانیان» نوشته‌ی مقصود فراستخواه، کتابی برای شناختن «ایرانی‌ها» از زاویه‌ای متفاوت است. نویسنده به‌جای

کافکا در کرانه

«کافکا در کرانه» از آن رمان‌هایی است که نمی‌شود فقط داستانش را تعریف کرد و

پدر سرگی

«پدر سرگی» نوشته‌ی لئو تولستوی، داستان شاهزاده استپان کاساتسکی است؛ مردی جوان، موفق و بلندپرواز

مرگ ایوان ایلیچ

اگر بخواهیم «مرگ ایوان ایلیچ» را برای معرفی به مخاطب کتاب‌خوان انتخاب کنیم، بهتر است

© کپی رایت متعلق به هلدینگ پتروفرهنگ است

روابط عمومی و توسعه برند هلدینگ پتروفرهنگ